ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

73

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

مهمانداران بخانهء ميزبان رفتند . به ورود آنجا همگى بزرگانى كه جمع بودند از زن و مرد راه و رسم تعارف و احترامى كه شايسته بود بجاى آوردند . در اطاق وسيعى رفته نشستيم در آنجا ملاحظه شد كه به قدر يكصد و پنجاه نفر زنان و دختران در يك سمت بر روى صندلىها نشسته از فرق سر تا حد پستان نمايان و ساير بدن پوشيدهء لباس پرنيان ، موى گيس‌ها را پيچيده و زينت فرق سركرده ، گوش و گردن و پيشانى را به مرواريد و الماس بسيار آرايش داده ، ساعد خود را تا حد بازو دست‌كش سفيد كشيده بازوى آنها باز ، و دست ايشان در عاشق‌كشى دراز . گلهاى رنگارنگ بتركيبات خاص ، در اطراف سينه و پشت خود آويخته و همگى خود را به عطر مشك و عنبر آميخته ، آغاز جلوه‌گرى نموده‌اند . بعد از ملاحظهء آنها پيشخدمت بمجلس آمده هر يك دو بشقاب مربا در دست داشته نزد اهل مجلس مىبردند . هركس خواهش داشت صرف مىكرد . بعد چاى « 1 » آوردند و صرف نمودند . بعد از زمانى از اين مكان برخاسته به اطاق بال كه مكان رقص كردن است رفتند . آن اوطاق شمعدان و چراغ و چلچراغ بسيار دارد ، و وسعت و زينت آن مكان از ساير اوطاق‌ها بيشتر است ، وارد آنجا كه شدند سى چهل نفر زنان كامل دريك سمت نشسته رقص نمىكردند و با يكديگر صحبت ميداشتند . ساير زنان و دختران آغاز رقص كردن نمودند ، و كيفيت رقص ايشان به اين طريق است كه جمعى سازنده و نوازنده در كنارى نشسته شمع‌ها در پيش روى خود گذاشته‌اند . و تار و طنبور و دف و نفير و نى و كرنا و كمانچه و غيره كه هر يك بتركيب غريبى مىباشد ، در دست گرفته‌اند و كتابى نزد خود گذاشته و در روى كتاب نظر مىكنند و ساز مىنوازند ، و اين زنانى كه هستند هر يك دست هر مردى را كه خواسته باشد مىگيرد . يك مرد و يك زن همگى به اين نسبت و ابتدا باهم در اوطاق راه ميروند و چندين دفعه به اطراف به همان طريق گردش مىكنند ، بعد از آن باز يك زن و يك مرد هر كس باشد دست يكديگر را گرفته به طريق پهلوانان كه در زورخانه‌ها چهارخانه بازى مىكنند چرخ مىخورند و به اطراف اوطاق مىگردند . اگرچه خالى از اشكال نيست . اما در جمعيت هم رقص آنها و هم سازونوا « 2 » آنها بزعم « 3 » اهل ايران بسيار خنك و بيمزه است . چراكه لذتى حاصل نمىشود . لكن لطافت و نزاكت زنان ايشان به حدى است كه توان تحرير و تقرير نمود ، و باوجود لطافت بسيار و آب و رنگ بيحد و بيشمار ، گيرندگى كه بايست در ايشان نيست و تعريف بسيار ندارند . از اطوار و افعال ذميمه « 4 » اينها اينكه در هر مجلس كه زنان ايشان و دختران حضور دارند هر مردى كه از آنها وارد مىشود اگرچه جوان و پير ، هر قسم باشد قاعده اين است كه رفته دست زنان و دختران را گرفته به‌بوسد و آنها روى آن مرد را به‌بوسند . ديگر اينكه اين رقص و بال را كه مىكنند غرض آنها اين است كه هر مردى كه زنى را خواسته باشد و هر زنى كه بهر مردى ميل داشته باشد ، در بين گردش و رقص با يكديگر گفتگو كرده ، وعده و وعيد باهم كرده باشند و همچنين دخترها هر كس را خواسته باشند در

--> ( 1 ) - متن : چاهى ( 2 ) - متن : سازونواز ( 3 ) - متن : بزغم ( 4 ) - متن : ضميمه